به نام خدا
یش یکی از مشایخ(استاد اخلاق)گله کردم که فلانی به فساد من گواهی داده است(به من نسبت دروغ و ناروا داده) گفتا به صلاحش خجل کن(با نیکوکاری خود شرمنده اش کن):
تو نیکو روش باش تا بدسگال / به نقص تو گفتن نیابد مجال
گلستان سعدی
----------------------------------
نقل است که همیانی زر از یکی برده بودند.آن کس به صادق(امام صادق(ع)) آویخت که :تو بردی.و او را نشناخت.
صادق گفت: چند بود؟
گفت: هزار دینار.
او را به خانه برد و هزار دینار به وی داد.
پس از آن آن مرد زر خود بازیافت .زر صادق باز برد و
گفت: غلط کرده بودم.
صادق گفت : ما هر چه دادیم باز نگبریم.
پس از آن مرد از یکی پرسید که او کیست؟
گفتند: جعفر صادق.
آن مرد خجل شد و برفت.
تذکره الاولیاء عطار
برچسب:
نویسنده: علیزاده
تاريخ: شنبه
25 ارديبهشت
1389 ساعت: 17:13