خرید بک لینک

درباره سایت

نسیم سحر

بنام او که وجودم از وجودش گشته موجود با عرض سلام خدمت شما کاربر عزیز : امیدوارم که توانسته باشم از طریق راه اندازی این وب با نام نسیم سحر ضمن عرضه اطلاعات سودمند ، باعث رضایت شما عزیز کاربر شده باشم ... ان شاءالله در آخر نیز : خوشحال می شوم که نظر خود را درباره نسیم سحر ذکر نمایید... . با تشکر : مدیریـــت نسیم سحر www.a-alizadeh.blogfa.com

امکانات وب

http://niloblog.com/popup/index.php?module=register&ref=1672

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

اصول و قواعد اساسی موفقیت در کنکور و آزمون ها

۱- احساس خلأ :

اصولاً شکل گیری هر انگیزهای برای حرکت ناشی از احساس کمبود و خلاءمیباشد. انسان تا احساس گرسنگی نکند به سوی غذا نمیرود و تا احساس فقرنکند به سوی غنا گام بر نمیدارد.

اثبات این مسأله آسان است. ما برای حرکت به سوی مقصد احتیاج به«انگیزه» داریم و برای طی کامل مسیر نیز این «انگیزه» باید لحظه به لحظهتجدید و تقویت شود. تا وقتی که انسان در خود احساس خلأ و کمبودی نکندانگیزهای برای حرکت ایجاد نمیشود. پس از شروع به حرکت نیز دوام واستمرار آن منوط است به بقاء این احساس. لذا هرلحظه که انسان متوجه شود کهکمبود برطرف شده است یا اینطور تصور کند، بدیهی است که از حرکت بازمیماند.

تحصیل علم نیز به همین ترتیب است. انسان تا احساس جهل (خلأ علم) نکندبه سوی کسب دانش گام بر نمیدارد. و برای استمرار این حرکت نیز باید«فقدان علم» همواره مدنظر باشد. بیشک از بین رفتن این احساس، انگیزةجویندة علم را زایل میکند و او را از حرکت باز میدارد.

۲- تعیین هدف :

گام بعدی در دستیابی به یک مقصود شناخت دقیق و کاملِ آن است. زیرا پساز آنکه انسان کمبود و خلأ چیزی را در خود احساس کند برای رفع آن تلاشمیکند. اما تنها این کافی نیست بلکه او نیازمند دورنمایی است که تا انتهااو را در یک مسیر به حرکت وادارد و از انحراف او به اطراف جلوگیری کند وآن چیزی جز تعیین «هدف» و شناخت کامل و دقیق آن نیست. در تعیین هدف نکاتزیر باید مورد توجه واقع شود:

الف) هدف باید متعالی و ارزشمند باشد. بدون شک اهدافی بی ارزش و پوچمانند «فرار از سربازی» و «چشم همچشمی» نمیتواند دورنمای مناسبی برایحرکت باشد.

ب) هدف باید واضح و مشخص باشد و داوطلب کاملاً به آن آگاهی و اعتقادداشته باشد. بسیاری از داوطلبان شرکت کننده در کنکور از اهداف واقعی خودبیخبرند. وقتی از آنها پرسیده میشود «هدف شما از مطالعه و تحمل سختیهایشرکت در کنکور چیست؟» از «علاقه»، «استعداد»، «درآمد» و امثال اینها صحبتمیکنند اما پس از چند لحظه اعتراف می کنند که علاقهای به رشتة مد نظرخود ندارند یا برای کسب درآمد نیازی به تحصیل احساس نمیکنند و استعدادیهم در میان نیست. مشخص نبودن هدف یکی از مهمترین عوامل عدم موفقیتداوطلبان است.

ج) هدف باید ثابت باشد. معمولاً تغییر هدف آثار سوء و جبران ناپذیری رابر جای میگذارد. در نظر بگیرید داوطلبی برای قبولی در رشته مهندسی عمرانشروع به مطالعه میکند و طبق عادت نادرست، وقت خودرا تماماً مصروف یادگیریدروس اختصاصی میکند اما پس از مدتی بنا به دلایلی تصمیم به شرکت در آزمونزبان انگلیسی می گیرد و در مدت کوتاه باقیمانده تا کنکور مجبور است دروسعمومی را که مدت مدیدی از آنها غافل بوده است مطالعه کند. تأثیر ناخوشایندتغییر هدف در چنین مواردی آشکار است.

د) هدف باید واحد باشد. در نظر داشتن چند هدف آن هم اهدافی که همسونیستند (مثلاً انتخاب رشتههایی که در یک زیر گروه نیستند) موجب تحمیلتکالیفی بیش از حد توان بر داوطلب میشود.

۳- برنامهریزی و مشاوره صحیح و اصولی.

پس از تعیین هدف و شروع به حرکت، نخستین نیازی که احساس میشود یک«برنامة صحیح و اصولی» میباشد. در این مرحله انسان از خود میپرسد: «حالکه باید برای تحقق یک هدف حرکت کنم «راه درست» کدام است؟ راه درست براینیل به مقصود همان «برنامهریزی صحیح و اصولی» است. رسالت یک برنامه خوبآنست که ما را با صرف کمترین انرژی و زمان به تمامِ اهداف تعیین شدهبرساند. برنامهریزی صحیح و اصولی برای داوطلبان کنکور باید دارای شرایطزیر باشد:

الف) تجزیه زمان باقی مانده به واحدهای کوتاه مدت: بدین معنا که مثلاًاگر تا روز آزمون صد روز باقی است این صد روز به دورههایی کوتاه مدتهمچون دورههای هفت یا ده روزه تقسیم شوند و تکلیف داوطلب در هر دوره مشخصباشد. این تقسیمبندی موجب میشود داوطلب گذران دورههای زمانی را یکی پساز دیگری احساس کند و بتواند تا حدی برنامة آیندة خود را پیشبینی نماید ودر پایان هر دوره خود را بیازماید تا از میزان پیشرفت خود مطلع شود.

ب) برنامه ریزی باید مبتنی بر تجربه باشد: بدون تردید برای رسیدن به یکهدف، بهترین و مطمئنترین راه، حرکت در مسیری است که از «آزمون و خطا» سرسلامت به درآورده باشد و امتحان خود را پس داده باشد. تجربة برنامههایغیراصولی و نیازموده و همچنین برنامههایی که از جانب افراد غیر متخصص وغیرکارآزموده طرحریزی شده است به داوطلبان شرکت در کنکور – که فرصت کوتاهو جبران ناشدنی دارند – به هیچ عنوان توصیه نمیشود.

ج) تجویز کلیة دروس در کلیه واحدهای زمانی: نکتة بسیار مهمی که هربرنامة اصولی باید آن را تأمین کند «قرار دادن کلیه دروس در کلیة واحدهایزمانی» است. مثلاً اگر برنامه تحصیلی شامل هفت مرحلة ده روزه باشد باید درهر هفت مرحله، داوطلب کلیة دروس را مورد مطالعه قرار دهد. غفلت از هر مادهدرسی و تعویق در مطالعة هر درس هرچند کم اهمیت، تبعات سوء و جبران ناپذیریرا به دنبال دارد.

البته باید توجه داشت که کمتر دانشآموزی توانایی برنامهریزی اصولی وهدفمند را دارد و در اینجاست که نیاز به مشاوران متخصص و مجرب در اینزمینه احساس میشود. در این مورد به ذکر این نکته بسنده میکنیم کهمهمترین ویژگی مشاور آنست که خود توانسته باشد این مسیر را با موفقیتپیموده باشد و از راه و چاه آگاه باشد.

۴- مطالعه صحیح و اصولی:

یکی از کلید واژههای اساسی در موفقیت تحصیلی و بخصوص موفقیت در کنکورآشنایی داوطلب با تکنیک و اصول مطالعه است. امروزه بر کسی پوشیده نیست کهمطالعه برای کنکور یک مقوله پیچیده و علمی است و نیازمند آموزش است.

با افزایش رقابت در کنکور و علمی و تخصصی شدن سؤالات تنها کسانیمیتوانند در این مبارزه نفسگیر پیروز شوند که با تکنیکها و روشهایمطالعه آشنا باشند.

روش صحیح مطالعه روشی است که با صرف کمترین زمان و انرژی از سویی باعثتسلط کامل دانشآموز بر مطالب کتب درسی شود و از سوی دیگر ثبات معلومات رادر ذهن او تضمین نماید. در شمارههای آینده به این مقوله بیشتر پرداختهمیشود.

۵- بهداشت روان :

تأثیر بهداشت و سلامت روان را بر فرآیند یادگیری، پیشرفت تحصیلی و حفظو تقویت انگیزه داوطلب نمیتوان انکار کرد. درواقع بهداشت و آرامش روانبستری مناسب جهت نیل به هدف را فراهم میآورد. علت شکست بسیاری ازداوطلبان مستعد و کوشا در کنکور عدم تأمین آرامش و سلامت روان است.آفتهای بهداشت روان از این قرار است.

الف) افسردگی: افسردگی نوعی غم و اندوه و کاهش غیرطبیعی سطح شادمانی درانسان است. افسردگی موجب میشود داوطلب انرژی لازم را برای دنبال کردنبرنامة تحصیلی خود، نداشته باشد و در میانة راه سرد و متوقف شود رابطهمیان افسردگی و هجوم افکار منفی و مشغولیت بیش از حد فکر به این افکار ومتعاقباً از دست دادن قدرت تمرکز و افت کیفیت یادگیری، کاملاً اثبات شدهاست.

ب) استرس: استرسهای روانی اگر بیقاعده و بیش از حد معمول باشند آرامشفرد را به مخاطره انداخته و او را از پیشرفت تحصیلی باز میدارند.

ج) ترس از ناکامی: ترس از ناکامی که داوطلبان از آن به عنوان «اضطراب»و «دلشوره» یاد میکنند آفتی است که موفقیت هر داوطلب کنکور را تهدیدمینماید. این ترس غیر موجه از آینده تمام وجود داوطلب را تسخیر میکند وبستر مناسب برای رشد و ثبات هرگونه دانش مفید را از بین میبرد


برچسب: نویسنده: علیزاده تاريخ: پنجشنبه 13 خرداد 1389 ساعت: 1:44

صفحه بندی