خرید بک لینک

درباره سایت

نسیم سحر

بنام او که وجودم از وجودش گشته موجود با عرض سلام خدمت شما کاربر عزیز : امیدوارم که توانسته باشم از طریق راه اندازی این وب با نام نسیم سحر ضمن عرضه اطلاعات سودمند ، باعث رضایت شما عزیز کاربر شده باشم ... ان شاءالله در آخر نیز : خوشحال می شوم که نظر خود را درباره نسیم سحر ذکر نمایید... . با تشکر : مدیریـــت نسیم سحر www.a-alizadeh.blogfa.com

امکانات وب

http://niloblog.com/popup/index.php?module=register&ref=1672
تا به حال شده احساس کنيد گوشي همراهتان زنگ ميزند يا در جيبتان ميلرزد، اما در واقع هيچ خبري نباشد؟ فکر ميکنيد همه رنگها را ميبينيد؟ ميتوانيد به عکس عزيزانتان با دقت دارت پرت کنيد؟

بهنوش خرمروز:ما در زندگي روزمره خود با اطلاعات بسيار زيادي روبرو ميشويم که مغز مسئول پردازش آنها است. قرار است مغز اطلاعات بيروني را به درستي پردازش کند، نتيجه درستي بگيرد و به ما براي زندگي در اين دنياي پر از محرک کمک کند. اما مغز، سيستمي پيچيده است که خطاهايي هم دارد. خطاهاي مغز در زندگي روزمره دائم اتفاق ميافتند و برخي از آنها را ما حتي به خطاي مغزي نسبت نميدهيم. دانستن اين که چه پديدههاي مغزي باعث اين خطاهاي روزمره ميشوند خالي از لطف نيست. با مجموعهاي دهتايي از مواردي که در زندگي روزمره اتفاق ميافتند و در آنها مغز دچار خطا ميشود آشنا شويد.


تا به حال شده احساس کنيد گوشي همراهتان زنگ ميزند يا در جيبتان ميلرزد، اما در واقع هيچ خبري نباشد؟ فکر ميکنيد همه رنگها را ميبينيد؟ ميتوانيد به عکس عزيزانتان با دقت دارت پرت کنيد؟

بهنوش خرمروز:ما در زندگي روزمره خود با اطلاعات بسيار زيادي روبرو ميشويم که مغز مسئول پردازش آنها است. قرار است مغز اطلاعات بيروني را به درستي پردازش کند، نتيجه درستي بگيرد و به ما براي زندگي در اين دنياي پر از محرک کمک کند. اما مغز، سيستمي پيچيده است که خطاهايي هم دارد. خطاهاي مغز در زندگي روزمره دائم اتفاق ميافتند و برخي از آنها را ما حتي به خطاي مغزي نسبت نميدهيم. دانستن اين که چه پديدههاي مغزي باعث اين خطاهاي روزمره ميشوند خالي از لطف نيست. با مجموعهاي دهتايي از مواردي که در زندگي روزمره اتفاق ميافتند و در آنها مغز دچار خطا ميشود آشنا شويد.

1.درها
تا به حال شده وارد اتاقي شويد اما به کل فراموش کنيد که اصلا براي چه وارد آن اتاق شديد؟ نکته جالب اينجا است که درها ميتوانند مقصر اصلي اين فراموشي عجيب باشند. روانشناسان دانشگاه نوتردام کشف کردهاند که عبور از يک در، باعث پديدهاي در مغز ميشود که ميتوان آن را جداکننده رويدادي ناميد. در اين پديده، عبور از در، بخشي از افکار و خاطرات را از دستهاي ديگر جدا ميکند، درست همانطور که در فيلم عبور از يک در به معناي خارج شدن از يک صحنه و وارد صحنهاي ديگر شدن است. بنابراين ميتوان به زبان ساده گفت وقتي از يک در عبور ميکنيد، مغزتان اطلاعات مربوط به اتاق قبلي را کنار ميگذارد و با ارائه صفحهاي سفيد و جديد، خود را براي فضايي تازه آماده ميکند. البته جداسازي اطلاعات مغزي به ما کمک ميکند در اين دنياي پر از پويايي و پيوسته، اطلاعات و افکار خود را منظم کنيم، اما در مواردي هم آدم را کلافه ميکند!

2. ماه: وقتي براي گردش شبانه همراه با اطرافيان بيرون از خانه هستيد، ماه ميتواند عنصري زيبا و خاطرهانگيز باشد. به احتمال زياد براي شما هم پيش آمده که در مواردي، ماه را بسيار بزرگتر از معمول ببينيد، با اين که ميدانيد ماه بزرگتر نشده و همان اندازه قبلي است. در واقع اين بزرگ ديدن ماه هم يکي ديگر از خطاهايي است که مسئولش مغزمان است.به احتمال زياد دليل اين پديده که خطاي ديد ماه يا خطاي ديد پونزو ناميده ميشود، اين است که ما عادت داريم ابرها را بالاي سر خودمان ببينيم و ميدانيم که وقتي ابري را در افق ميبينيم، آن ابر ميتواند بسيار بسيار از ما دور باشد. اگر ابري در افق به اندازه ابري که بالاي سرمان است به نظر بيايد، با خود فکر ميکنيم: آن ابر بايد خيلي بزرگ باشد. و چون ماهي که در نزديکي خط افق ميبينيم به اندازه ماهي است که به طور معمول بالاي سر خود ميبينيم، اينطور ادراک ميکنيم که ماه در نزديکي افق خيلي بزرگ است! پس در ديدن اندازه ماه مشکلي نيست، اما مغز آن را بزرگتر پردازش ميکند.


3.
آژيرها و بوقها
کداميک از اين صداها بدترند: صداي زنگ ساعت ديجيتالي؟ صداي کاميوني که در حال عقب آمدن براي بارگيري است؟ يا صداي سيستم تشخيص حريق وقتي باتري آن رو به اتمام است؟ همه آنها آزاردهندهاند. اين صداها در واقع متعلق به زندگي مدرن امروزي هستند و آزاردهندهاند چون از مواردي هستند که باعث ميشوند مغز کمي هنگ کند.تکامل ما در راستاي شنيدن اين صداها نبوده، به همين دليل هم براي فهم آنها مشکل داريم. صداهاي طبيعي از انتقال انرژي به وجود ميآيند، که معمولا از برخورد شيئي به شيء ديگر، مانند مضرابها به درام ايجاد ميشود و به تدريج هم محو ميشود. سيستم ادراکي ما به نحوي تکامل يافته که از اين کاهش براي فهم رويداد استفاده کند تا بفهمد چه چيزي آن صدا را به وجود آورده و صدا از کدام سمت ميآيد. اما آژيرها و بوقهاي زندگي امروز، درست مثل خودرويي هستند که با سرعت ميراند و ناگهان به ديوار برخورد ميکند، توقف آن اصلا تدريجي نيست! صدا در طول زمان تغيير نميکند و محو نميشود. به همين دليل هم مغز گيج ميشود که اين چه صدايي است و از کجا ميآيد.


4.
عکسها
همانطور که ما براي شنيدن صداي آژيرها تکامل نيافتهايم، براي ديدن عکس هم تکامل نيافتهايم! همانطور که ممکن است مادربزرگ شما ياد بگيرد با اينترنت کار کند، اما حسي دروني از آن ندارد، ما هم هشيارانه عکسها را ميبينيم و دريافت ميکنيم اما مغزهاي ناهشيارمان نميتوانند به راحتي آنها را از افراد و اشيايي که از آنها عکاسي شده تفکيک بدهند.مطالعات نشان دادهاند که مردم در پرتاب دارت به سمت عکس کساني که دوست دارند، دقت خيلي کمتري دارند، در مقايسه با وقتي که به سمت عکس هيتلر يا بدترين دشمنشان دارت پرت ميکنند. همچنين مطالعه ديگري نشان ميدهد که وقتي از افراد خواسته ميشود عکس فردي را پاره کنند که در کودکي برايش ارزش و احترام زيادي قائل بودهاند، خيس عرق ميشوند. ديدن عکسها، برخلاف بسياري ديگر از کارهايي که ما در زندگي روزمره خود انجام ميدهيم، ميليونها سال سابقه تکامل و تمرين ندارد و به همين دليل هم مغز ما در جدا کردن عکسها از واقعيت دچار مشکل ميشود.


5.
قرمز- سبز
شما رنگ قرمز- آبي را ميشناسيد، همان رنگي که اسمش را بنفش گذاشتهايم. در واقع رنگي ديگر هم داريم که قرمز- سبز است، اما ما هيچ اسمي براي آن نداريم،چون آن را نميبينيم و در واقع مغزمان در برابر آن کور است! اين محدوديت در درجه اول به نحوه دريافت رنگها برميگردد. درون شبکيه چشم ما سلولهايي وجود دارند که دوقطبي هستند. وقتي ما به رنگ قرمز نگاه ميکنيم، فعاليت اين سلولها به مغز ميگويد که با رنگ قرمز روبرو است و وقتي به رنگ سبز نگاه ميکنيم، اين سلولها دست از فعاليت برميدارند و اين عدم فعاليت براي مغز به معناي ديدن رنگ سبز است. به طور معمول، همکاري اين نوع سلولها در شبکيه چشم به ما امکان ديدن اغلب ترکيبهاي رنگي را ميدهد اما در مورد رنگهاي قرمز و سبز، ما هرگز نميتوانيم هر دوي آنها را از يک نقطه ببينيم و پردازش کنيم. البته تقريبا هرگز! در شرايط آزمايشگاهي ميتوان چشم را وادار کرد که هر دو رنگ را به طور همزمان ببيند. افراد خوش شانسي که تحت چنين آزمايشي بودهاند، تجربه خود را توصيفناپذير اعلام کردهاند، مثل وقتي که احتمالا رنگ بنفش را براي اولين بار در زندگيشان ديدهاند: ديدن يک رنگ کاملا تازه!


6.
چرخها
تا به حال به چرخهاي خودروهاي در حال حرکت در فيلمها نگاه کردهايد؟ حتما ديدهايد که به نظر ميرسد رو به عقب حرکت ميکنند. دوربينهاي فيلمبرداري از صحنه با طيفي محدود تصوير ميگيرند و اين در واقع خطاي مغز ما است که تصاوير داراي فاصله را پيوسته پردازش ميکند و فکر ميکند حرکت را در آن ديده است. وقتي اين تصاوير داراي فاصله از چرخهاي در حال حرکت گرفته ميشود و به مغز نشان داده ميشود، مغز آنها را در حال حرکت رو به عقب پردازش ميکند چون در اين حالت، تفاوت دو تصويري که پشت سر هم آورده ميشوند کمتر است.البته همين اتفاق به طور نادرتر و عجيبتري در زندگي واقعي هم ميتواند بيافتد. نظريهاي که اين خطا را توضيح ميدهد، خطاي بصري تداوم چرخهاي واگن ناميده ميشود و اينطور توضيح ميدهد که مغز ما هم از دادههاي بيروني تصاوير مجزايي ميگيرد، درست مانند آنچه در فيلمبرداري اتفاق ميافتد. بنابراين مغز ما هم در حال فيلمبرداري از دنيايي است که ما در آن زندگي ميکنيم.، اما هميشه سرعتش به اندازهاي بالا نيست که چرخهاي در حال حرکت را در همان جهتي ببيند که واقعا ميچرخند.


7.
چراغهاي روشن
تا به حال شده ببينيد کسي با نگاه کردن به يک لامپ روشن چهار بار عطسه کند؟ آيا ممکن است کسي به نور حساسيت داشته باشد؟ بعيد است! به اين پديده، واکنش عطسه نوري گفته ميشود، يک بههمريختگي مغزي که زياد شناختهشده نيست. به طور کلي، واکنش عطسه ما به طور غيرارادي و در زماني اتفاق ميافتد که چيزي مزاحم وارد بيني ما شود. واکنش ديگري که ما به طور معمول تجربه ميکنيم اين است که وقتي با نور زياد روبرو ميشويم، مردمکهايمان تنگتر ميشوند. همه واکنشهايي که بدن ما نشان ميدهد در واقع به پيامهاي پيچيده درون سيستم عصبي مغز برميگردند. چنين تصور ميشود که پيامهاي ترکيبي ميتوانند نتايج ناخواستهاي را به همراه داشته باشند. به همين سادگي! دانشمندان هنوز هم نميتوانند چنين پديدههايي را به روشني توضيح بدهند. اين پديده همچنين فوران آشکارسازي اتوزوم غالب هليو- اپتالميک يا به اختصار اي.سي.اچ.او.او ناميده ميشود (باور کنيد!)


8.
مناظر کاملا باز
وقتي مردم در بيابان، صحرا يا جنگلهاي تنک و خلاصه هر جا که عاري از نشانههاي خاص باشد شروع به راه رفتن کنند، درون دايرهها راه ميروند. آزمايشهاي انجامشده روي افرادي که با چشم بسته راه ميرفتند، نشان ميدهد که بدون نشانههاي بيروني، در دايرههايي با قطر 20 متر دور خودمان ميچرخيم، در حالي که باور داريم در حال راه رفتن در يک مسير مستقيم هستيم. برخلاف باور عمومي، دليل اين پديده اين نيست که يکي از پاها قويتر يا بلندتر است. در واقع باز هم مغز است که دچار مشکل ميشود.بر اساس مطالعات محققين موسسه زيست- ژنعصبشناسي مکس پلانک آلمان، چرخيدن به دور خود بر اثر تغيير احساس رو به جلوي فردي که در حال راه رفتن است اتفاق ميافتد. با هر گام، انحراف کوچکي در سيستم حفظ تعادل مغز يا شايد سيستم هشياري بدن اتفاق ميافتد و روي احساس فرد در مورد اين که مسير مستقيم کدام است تاثير ميگذارد. اين انحرافهاي جزيي روي هم جمع ميشوند و به مرور زمان باعث ميشوند که فرد در دايرههايي حتي با قطر کمتر دور خودش بچرخد. وقتي بتوانيم با داشتن يک ساختمان يا کوه در منظره احساس جهتيابي خود را تنظيم کنيم، اين انحرافهاي مغز روي هم انباشته نميشوند.


9.
سايهها
دسته و پنجه نرم کردن با سايهها از آن مواردي است که مغز تلاش ميکند به ما کمک کند اما در واقع در مواردي وقتي سعي ميکنيم رنگ سطحي را تشخيص بدهيم، مغزمان ميداند که سايهها باعث ميشوند سطوح تيرهتر از معمول به نظر برسند. در نتيجه به طور خودکار سطوح داراي سايه را روشنتر از آن چه با چشم ديده ميشوند پردازش ميکنيم. اما در عين حال چون کنترلي روي اين تطابق نداريم، نميتوانيم بفهميم که سطحي که ميبينيم به واسطه سايه دقيقا چهقدر تيرهتر شده است و همين امر مشکلساز ميشود.

مشکلي را که مغز ايجاد ميکند، به خصوص ميتوان در خطاهاي بصري که ادوارد ادلسون، استاد علوم بصري ام.آي.تي طراحي کرده است، مشاهده کرد. به طوري که در تصوير بالايي، ما مربع آ را خيلي تيرهتر از مربع ب پردازش ميکنيم، در حالي که در شکل پايين نشان داده شده که اين دو مربع در واقع يک رنگ دارند. اين خطا دقيقا به همين دليل اتفاق ميافتد که مغز ما، مربعي را که در سايه قرار گرفته روشنتر پردازش ميکند و تيرگي آن را به قرار گرفتن در سايه نسبت ميدهد. مغز احمق!


10.تلفنها
آيا تا به حال شده احساس کنيد گوشي همراهتان درون جيبتان دارد ميلرزد يا زنگ ميزند، اما وقتي آن را از جيبتان بيرون ميآوريد ميبينيد هيچ خبري نيست؟ اگر براي شما هم مانند اغلب مردم چنين اتفاقي ميافتد، پديدهاي را تجربه ميکنيد که به آن لرزش خيالي گفته ميشود و باز هم مغز مقصر است! مغز شما در واکنش به آشفتگيهاي زندگي شما به غلط نتيجهگيريهايي دارد. مغز با اطلاعات حسي زيادي بمباران ميشود: مجبور است محرکهاي مزاحم و بياستفاده را حذف کند و سيگنالهاي مهم را بيرون کشيده و پردازش کند. در دوران قديم ممکن بود منحنيهايي را که از گوشه چشم ميديديم، به اشتباه يک مار ببينيم.اما امروزه، اکثر ما بسيار با فناوري درگيريم و مغز ما ممکن است هر چيزي مانند خشخش لباس يا صداي شکم را به اشتباه به عنوان زنگ يا لرزش گوشي همراه پردازش کند و در نتيجه باعث شود دچار توهم صداي زنگ گوشي همراه يا حتي لرزش آن شويم.

برچسب: نویسنده: علیزاده تاريخ: جمعه 9 تير 1391 ساعت: 15:3

صفحه بندی